سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خورشید طلائی
صفحه نخست        عناوین مطالب          نقشه سایت              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

معتمد خلیفه غاصب عباسی که نمی توانست وجود امام را در سامرا تحمل

کند و دید آن همه مراقبت و سختگیری و شدت نسبت به امام حسن

عسکری(ع)فایده ندارد تصمیم گرفت همچون اجداد نا پاکش آن بزرگوار را از

سر راه خود بردارد.به همین خاطر با زهری که در غذای ایشان ریخت آن

حضرت را مسموم کرده و آن امام بزرگوار را در حالیکه 6 سال از امامشتش

می گذشت در سن 29سالگی در هشتم ربیع الاول سال 260هجری قمری به

شهادت رساند.

با شهادت امام حسن عسکری(ع)شهر سامرا در غم واندوه فرو رفت.صدای

گریه و ناله از هر گوشه شهر بلند شد.همه بازارها تعطیل شد و سامرا چچون

صحرای قیامت گردید و همه مردم از کوچک وبزرگ آماده نماز و تشبیع

جنازه آن امام شدند.خلیفه معتمد عباسی مامورنی را جهت جستجو به خانه

آن حضرت فرستاد تا خوب آن جا را بگردند تا شاید فرزند ایشان را پیداکنند اما

وجود نازنین امام زمان(عج) را در آن جا پیدا نکردند.پس از آن خلیفه

برای این که خود را در نزد مردم تبره کند و مسمومیت امام و به شهادت

رساندن ایشان را کتمان کند و خود را بی تقصیر جلوه دهد برادر خود ابو عیسی

بن متوکل را به خانه امام فرستاد.ابو عیسی علویان و هاشمیان و علماء و وزراء

و اشراف را نزدیک خودطلبید و سپس پرده از روی جنازه مبارک امام برداشت و

آن را به حاضران نشان داد و گفت:((این حسن بن علی عسکری(ع)است وبه

مرگ طبیعی در بستر وفات کرده است.))گروهی از پزشکان درباری و قضات و

خدمتگزارانی که درآن جا حاضر بودند به دروغ گواهی دادند.

هنگامی که بدن پاک ومطهر امام حسن عسکری(ع)را کفن کردند و آماده نماز

گزاردن شد جعفر بن علی برادر امام حسن عسکری(ع)و گروهی از

شیعیان وارد خانه امام شدند.وقتی جعفر خواست بر جنازه امام نماز بگزارد

هنگام تکبیر کودکی که چهره گند مگون و موهای مجعد داشت و چهره

چون ماه می درخشید به جعفر نزدیک شد و ردای جعفر را کشید و گفت:((عمو

من به نماز خواندن بر جنازه پدرم از توسزاوارترم.((جعفر که متعجب و دگرگون

شده بود عقب ایستاد و آن کودک جلو آمد و بر بدن پدرش نماز گزارد سپس آن

بدن پاک و مطهر را برداشته و در کنار آرامگاه پدر بزرگوارش حضرت هادی(ع)به

خاک سپرد.جعفر که از این واقعه بسیار ناراحت شده بود نزد معتمد خلیفه

عباسی آمد و واقعه را نقل کرد.معتمدنیز دستور داد تا خانه امام حسن

عسکری(ع)را بگردند تا کودک را پیدا کنند ولی آن کودک پیدا نشد و با عنایت

الهی تا به امروز محفوظ ماند.درود و سلام خداوند بر آن حضرت باد.

لطفا نظر بدهید




موضوع مطلب :

          
چهارشنبه 91 بهمن 4 :: 6:1 عصر

لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 7
  • بازدید دیروز: 8
  • کل بازدیدها: 20382
امکانات جانبی


اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان